تبلیغات
وبلاگ علی اصغر احتشامی راد - مطالب شهریور 1393




















وبلاگ علی اصغر احتشامی راد

انعکاس مطالب علمی - ادبی - شعر




روزها میگذرد

روز هائی که خزان بود و خزان است و خزان میگذرد

بین که یک روز به " بد بخت " چه سان میگذرد !

روزی که به او می گذرد لحظه اش " یک سال " است !

همه درد و همه رنج ......

همه اشک و همه آه .....

روز خوش در طالع او نبوده است هرگز .....

لب او خنده شادی ندیده است هرگز .....

مادر از سینه بی شیر ،  شیر ِ نگون بختی  داد ....

پدرازجیب پر ازخالی ِ فقر ، نان سیه بختی داد ....

چرخ دوران به مرادش به نگونی چرخید

قرعه شانس به نامش به سیاهی گردید

روزشمار ِ تقویم ، روز و ماه وسالها را

با سیه بختی ِ او " تحویل " نموده است انگار !!!!

سالهاست همه چیز آرام است و لیکن ....

کام اوهست که سالها  ناکام است .....

روزها میگذرد ، ماهها میگذرد ، سالها میگذرد

روزوماه وسالیانی که خزان بود وخزان است و خزان میگذرد ...





طبقه بندی: اشعار احتشامی " فارسی " ، 
[ یکشنبه 16 شهریور 1393 ] [ 10:30 ب.ظ ] [ علی اصغر احتشامی راد ] نظرات




http://www.dayins5371.ir/wp-content/uploads/2016/10/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-2.jpg

هالۀ " زهرخند "

اندوه وافسوسمان به گذشت ِ روزهای رفته بسته است

ازآن زمان که مردانگی به دسته چک وسفته بسته است

شوروشوق کودکان ، در تصاحب بازیچۀ ارزان بچه گی

به کار ِ اضافه وتلاش جانکاه ِ پدر ِ خسته بسته است

رونق ِسفرۀ هامان هر صبح وشب ، وقت ِ اَکل وشُرب

به برکت ِوجود وغنی بودن ِغلات وهسته بسته است *

ز دلبران ، حُسن ِ خدا دادی رخت بربسته است مگر ؟

که دلبریها به بینی ِعاریتی وابروی ِ وسمه بسته است

دوان پی لقمه نانی زن ومرد وپیروجوان ، شب و روز

چواسب عصاری، چشم بسته  گردن به تسمه بسته است

عمرگذشت،  بزرگ و پیر شدیم همه به سن وسال، ولی

دعواها چوعهد طفولی به قشون و دار ودسته بسته است

زخم خنجردیروز مان ز کین ِ دشمن ، چرکین است هنوز

فریاد که دوست در فکر زخم با تیزی دشنه بسته است

خشکبار ِاجنبی گرفته همه بازار تنقلات ، به دست ولی

سیاست سفرۀ عید به اندیشه وتحریم پسته بسته است

بیلان وطراز دخل وخرج و معیشت  پدرخسته جان ما

به دانش مدیریت و طرح تاکتیکی و نقشه بسته است

نام ِ"خرّمدین" نرفته ز یاد وطن پرستان این دیارهنوز

"بابک" یاد آور چاقوی ِ" زنجانی دسته " بسته است **

بیداری اقبال مرفهین بی درد دیر وقت است  که میدانم

به تنگدستی و فقر و نداری ِ" بخت برگشته " بسته است

چوشعر"راد" خواندی ، خندیدی یا گریستی به حال بینوا

آئینه را بنگری به چهره ات هالۀ " زهرخنده "بسته است

*= حاصل خیزی گندم زارها

**= چاقوی دسته زنجانی معروف





طبقه بندی: اشعار احتشامی " فارسی " ، 
[ جمعه 7 شهریور 1393 ] [ 12:33 ق.ظ ] [ علی اصغر احتشامی راد ] نظرات