سخن با تو نگفتم من .... !

سخن با تو نگفتم من ....

سخن با تو نگفتم من ...

چو میداد فکری پریشان هر لحظه آزارم ....

که در دستم چه دارم من ؟

چه سازم من ؟ چه گویم من ؟

خدایا زورقی داشتم کاشکی !!

زدریای چشمان فسونکارش .....

روم برساحل وجود نازنینش من !!!

سخن با تو نگفتم من .....

که ترسم بود زغرقیدن در اعماق نگاه تو ....

سخن با تو نگفتم من ......

سخن با تو نگفتم من .. !!





طبقه بندی: اشعار احتشامی " فارسی " ،

تاریخ : یکشنبه 27 بهمن 1392 | 09:46 ب.ظ | نویسنده : علی اصغر احتشامی راد | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.