مادرم

 

 

مادرم ....

سر بر آستان مقدست گذاشته ومقام والایت را می ستایم و زیبا ترین واژه های ستودن را به پایت نثار میکنم.... زندگیم از زنده بودن توست ونشاطم از شادی تو ..... زمانیکه چهره زیبایت از ناملایمات روزگار اندوهگین میگردد قلب من نیز از رنج وسختی تو به عذاب مینشیند و لحظه ای که برق شادی در چشمانت نمودار میگردد روحم از شادی لبالب وانباشته می شود ...... میدانم در سخت ترین لحظه ها سعی میکنی غمت را از من  پنهان سازی تا من غمین نباشم .... این شیوه همه مادران است مادرم ....
جوانی وزندگیت را به خاطرمن به تباهی کشاندی تا من احساس آرامش کنم ....
همین روح بلندت را میستایم ....... تمام خوشیهایم با تو مفهوم می یابند وبا خوشی تو دلخوشم ...... که مرحوم حسین پناهی میگوید

( به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد ) مادرم..... بهشت جاودان من لبخند توست .... پس همیشه بخند .... تا این دنیایم نیز بهشتم باشد ......
بانثارهزاران بوسه بر دستان همیشه مهربانت




طبقه بندی: نوشته های احتشامی ،

تاریخ : چهارشنبه 27 شهریور 1392 | 10:23 ب.ظ | نویسنده : علی اصغر احتشامی راد | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.